آدام الئاريوس ( مترجم : احمد بهپور )
374
سفرنامه آدام الئاريوس ( بخش ايران ) ( فارسى )
بار ننك جاودان ، يعنى زندگى در اسارت و بردگى بربرها نرويم . وضع منطقه نيز ما را به داشتن چنين شهامت و نيروى ايستادگى وادار مىكرد ، زيرا طرف راست ، دريا ، طرف چپ كوهستان صعب العبور ، در پشت و برابرمان حراميان قرار داشتند . ما بعدا دريافتيم كه هجوم خطرناك تاتارها مسلما ما را تهديد مىكند ، حتى شمخال كه براى دست يافتن به غنيمت از راه ديگرى وارد شده بود و مىخواست آن را فقط به خود اختصاص دهد مانع اين حمله و هجوم نمىشد . او نمايندهاى نزد سفرا فرستاد و پيغام داده بود كه نبايد از راهى كه در پائين و كنار دريا قرار دارد برويم و نيز نبايستى وسيله قايق از طريق رودخانه بگذريم ، بلكه حتما بايد از جادهء بالايى كه از اقامتگاه او چندان دور نيست خود را به كشتى برسانيم ، در غير اين صورت با ما به عنوان دشمن رفتار خواهد شد . نماينده شمخال پس از دادن اين پيغام برخاست كه برود ولى الكسئى روسى دست او را گرفت و تعارف كرد كه چند لحظه صبر كند و گفت : « به شافكال « 1 » ( ما شمخال را شافكال مىگفتيم ) خود بگو ما از هر راهى كه خود بخواهيم مىرويم ، او مىتواند هماكنون و با نفرات بسيار خود به ما حمله كند ، ولى تزار با اينكه داراى تحمل و صبر بسيارست اين كردار شمخال را بدون مجازات نخواهد گذاشت » با شنيدن اين هشدار نمايندهء شمخال از جاى برخاست و رفت . از آنجا كه تاتارها حملهء خصمانه خود را بىنتيجه ديدند ، از آن صرفنظر كردند ، روز بيستم آوريل چهار شاهزاده تاتار براى ديدارى دوستانه نزد سفرا آمدند و در زير خيمه آنان باوجود امكانات محدود مورد پذيرائى قرار گرفتند . پس از رفتن آنان برادر شاهزاده اوسمى آمد كه رفتارى بسيار دوستانه داشت و گفت آمادهء همه نوع كمك و خدمت است . پس از او داروغه شهر تركو وارد شد از او سئوال كردند كه چرا تا اين مدت تهيهء گارى به تعويق افتاده است ، خيلى راحت جواب داد كه « تا انعامى به سورخو خان داده نشود كارى انجام نخواهيم داد » سفرا
--> ( 1 ) - Schafkal